تبلیغات
آموزشی

آموزشی
نویسندگان

شاید كسی بگوید ما كه همیشه دعا می‌كنیم و اهمیت و مسائل آن را می‌دانیم، پس در این مورد نیاز به یادآوری نداریم، چون معمولاً در موارمعجزه شق‌القمر و اسلام‌آوردن یک مسیحی دی یادآوری ضرورت دارد كه مردم از آن ناآگاه باشند یا به آن عمل نكنند. ولی باید گفت كه مردم با اینكه از اهمیت دعا آگاهی دارند و عملاً هم دعا می‌كنند، امّا بازهم از حقیقت دعا غافل‌اند و به محتوای آن توجّه نمی‌كنند. هرچند در همة عبادات عدم حضور قلب و بی‌توجّهی قبیح و ناپسند است، امّا در دعا این قباحت دوچندان می‌‌شود؛ زیرا در عبادات دیگر ضمن اینكه هدف اصلی، حقیقت و باطن عبادت است، ولی صورت ظاهری آن نیز تا حدی مقصود است؛ برخلاف دعا كه در آن فقط حقیقت و باطن مقصود است و صورت ظاهری آن چندان مورد اعتنا نیست. حقیقت و باطن دعا نیز چیزی جز احساس نیازمندی و درماندگی، و فروتنی و خشوع قلب نیست.

 

تفصیل این اجمال چنین است: مثلاً در نماز علاوه‌بر هدف معنوی كه همان توجّه إلی‌الله است، شكل و ظاهر نماز نیز مهم است و اگر كسی بدون حضور قلب، ركوع و سجده و دیگر شرایط نماز را به‌جا آورد، اگرچه مقصود معنوی كه همان توجّه إلی‌الله است، در نمازش حاصل نشده است، ولی بازهم یك عالم و فقیه می‌گوید كه فرض نماز از گردن وی ادا شده است. این مطلب بیانگر این است كه صورت ظاهری این عبادت معتبر است. همچنین هدف از روزه گرفتن تضعیف غرایز نفسانی و حیوانی است، امّا اگر كسی به‌قدری سحری بخورد كه تا وقت افطار احساس گرسنگی به او دست ندهد، هرچند كه چنین روزه‌ای در تضعیف غرایز نفسانی و حیوانی تأثیری ندارد، ولی بازهم چون شكل و صورت روزه را به‌جای آورده است، روزه‌اش درست است.

 

حال برای دعا نه وقت شرط است، نه زبان، نه جهت قبله، نه مقدار كم و زیاد، نه طهارت و نه شكل ظاهری آن، بلكه فقط اظهار درماندگی و نیازمندی در پیشگاه مولای بی‌نیاز شرط است. پس در دعا شكل و صورت ظاهری مد نظر نیست و آنچه مهم است فقط حقیقت و روح دعاست.

 

با توجه به مطلب فوق، می‌توان گفت دعایی كه در آن نه فروتنی است و نه خشیت و خوف خدا، و نه در دل اظهار عجز و درماندگی، چنین دعایی خالی از حقیقت و معناست و شكل ظاهری آن سود و اعتباری ندارد. مثال دعاگوی بی‌توجّه، مانند كسی است كه درخواست و تقاضایی از حاكم دارد و طی نامه‌ای آن را با حاكم در میان می‌گذارد، امّا پشت به حاكم ایستاده و توجّهش به طرف دوستش است كه در سوی دیگر نشسته است. جمله‌‌ای از درخواستش را برای حاكم می‌خواند، سپس با دوستش چند كلمه صحبت می‌كند؛ دوباره یكی دو جمله برای حاكم می‌خواند، سپس به‌طرف دوستش متوجّه می‌شود. حال شما قضاوت كنید كه چنین درخواستی چه ارزشی می‌تواند پیش حاكم داشته باشد؟ حتماً خواهید گفت كه او به‌خاطر بی‌ادبی و بی‌احترامیش نسبت‌به حاكم، باید تنبیه و مجازات شود! همین است وضعیت دعاهای بسیاری از ما و تا زمانی كه در دعاهای ما حضور قلب نباشد و نشانة عجز و فروتنی در وجودمان نمایان نباشد، آن دعا، دعای حقیقی نخواهد بود؛ زیرا خداوند متعال به احوال قلب می‌نگرد. ما برون را ننگریم و قال را/ ما درون را بنگریم و حال را/ ناظر قلبیم گر خاشع بود/ گرچه گفت لفظ ناخاضع بود. در حدیث پیغمبر ـ صلّی‌الله علیه وسلّم ـ آمده است: «إنّ الله لاینظر إلی صوركم و لكن ینظر إلی قلوبكم»؛ خداوند به صورت‌های شما نمی‌نگرد، بلكه به دلهایتان می‌نگرد. و در قرآن مجید آمده است: «إنّی وجّهت وجهی للّذی فطر السموات و الأرض حنیفاً»[انعام: 79]؛ من پاكدینانه روی [دل] خویش را به‌سوی كسی می‌گردانم كه آسمان‌ها و زمین را آفریده است. مراد از «وجهی» در این آیه، رخ قلب و دل است.

 

خلاصه اینكه در دعا، حضور قلب و خشوع الزامی است، و اگر بدون خشوع، دعای كسی قبول می‌شود، بداند كه این احسان خداوند بر اوست نه تأثیر دعای وی. با این مقدمه، به تشریح آیة دعا می‌پردازیم.


[ شنبه 10 فروردین 1392 ] [ 10:58 ب.ظ ] [ اسماعیل سارلی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب