تبلیغات
آموزشی

آموزشی
نویسندگان

دعا نسبت‌به دیگر عبادات از یك ویژگی منحصربه‌فرد برخوردار است و آن این‌كه دیگر عبادات اگر به‌خاطر دنیا انجام شوند، عبادت باقی نمی‌مانند؛ امّا دعا اگر برای دست یافتن به منافع دنیوی باشد بازهم عبادت محسوب می‌شود و در مقابل آن به دعاكننده اجر و ثواب می‌رسد. به‌عنوان مثال، اگر كسی در دعاهایش از خداوند متعال مال و سرمایه بخواهد، بازهم مستحق ثواب می‌گردد، برخلاف دیگر عبادات كه اگر هدف از انجام آنها دست یافتن به منافع مادّی و دنیوی باشد، ثوابی به‌دنبال نخواهند داشت. امام غزالی ـ رحمه‌الله ـ در این باره می‌نویسد: اگر طبیب به بیماری توصیه كند كه یك روز غذا نخورد، چون برای سلامتی‌اش مضر است، و بیمار با پذیرفتن این توصیه، با خودش بگوید حال كه لازم است یك روز چیزی نخورم، پس چه بهتر كه نیت روزه كنم. به این شخص ثواب روزة خالص نمی‌رسد؛ زیرا انگیزة اصلی وی از این كار، روزه گرفتن نبوده است.

 

این‌گونه است حكم آن فردی كه در حالت سفر و به‌خاطر رهایی از كرایة هتل و مسافرخانه، با نیت اعتكاف شب را در مسجد می‌گذراند. به چنین فردی نیز ثواب اعتكاف خالص نمی‌رسد.

 

امّا در دعا چنین نیست و هرچند رفع نیازهای دنیوی مد‌نظر دعاكننده باشد بازهم به وی ثواب می‌رسد. این ویژگی به این دلیل است كه دعا سراسر اظهار عجز و نیاز است. هنگام دعا كردن برای امور دنیوی نیز همین اظهار عجز و انكساری وجود دارد كه این در پیشگاه پروردگار بی‌نیاز، كار پسندیده و محبوبی است؛ زیرا جایی كه اظهار نیاز باشد، تكبّر كه از مبغوض‌ترین اعمال نزد الله تعالی است، از بین ‌می‌رود. خداوند متعال در حدیث قدسی دربارة تكبّر می‌فرماید: «الكبریاء ردائی و العظمة إزاری»؛ كبریا و عظمت ردا و ازار من هستند. تشبیه كبریا و عظمت به ردا و ازار برای بیان انحصار این دو صفت برای ذات خداوند است كه كسی دیگر نمی‌تواند مدعی برخورداری از این دو صفت باشد. منقول است كه بایزید بسطامی خداوند را در خواب زیارت كرد و به پیشگاه ذات اقدس الهی عرض كرد: «دلّنی علی أقرب الطریق إلیك»؛ نزدیك‌ترین راه رسیدن به‌خودت را به من نشان بده. پاسخ آمد: «دع نفسك و تعال»؛ خویشتن را رها كن و بیا. حافظ شیرازی همین مطلب را چنین در قالب شعر آورده است: میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست/ تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز/.../ تو درو گم شو وصال این است و بس/ گم‌شدن گم كن كمال این است و بس. یعنی انسان باید خودش را فنا كند، آن‌هم به‌گونه‌ای كه نگاهش به این فناشدن نباشد. در اصطلاح اهل عرفان به این امر «فناءالفناء» می‌گویند.

 

آنچه گفته شد سخنی شاعرانه نیست كه بگویید فنا را فنا كنید. در زندگی روزمره نمونه‌هایی از این امر وجود دارد. به‌عنوان مثال اگر كسی معشوق دلربایی داشته باشد، هنگامی ‌كه در دریای عشق او فرو می‌رود، در آن لحظه به فكرش نمی‌رسد كه دارد به معشوق فكر می‌كند. اگر شما هم دربارة چیزی فكر كنید، در آن لحظه ذهن شما به این طرف نمی‌رود كه دارید فكر می‌كنید. البته شنیدن چنین احوالی موجب یأس و ناامیدی نشود كه بگویید ما كجا و این احوال و كیفیات كجا؛ زیرا فضل و عنایت پروردگار بسیار است و هیچ چیزی برای او دشوار نیست. تو مگو ما را بدان شه بار نیست/ با كریمان كارها دشوار نیست.

 

امّا برای كسب چنین احوالی، همنشینی و مصاحبت با عارفان و انسان‌های كامل ضروری است. البته در ذهن شما وسوسه نیاید كه این انسان‌های كامل را كه مصاحبت و همنشینی آنها سبب اصلاح می‌‌شود از كجا پیدا كنیم. یقین داشته باشید كه اكنون هم چنین انسان‌هایی كه مصاحبتشان مایة خیر و بركت است، وجود دارند. هنوز آن ابر رحمت درفشان است/ خم و خمخانه با مُهر و نشان است. امّا باید عزم راسخ داشت و از روی صدق دل به میدان عمل آمد؛ زیرا با آرزوی محض كاری پیش نمی‌رود و همانا طلب صادق و كوشش خالص لازم است. گرچه رخنه نیست در عالم پدید/ خیره یوسف‌وار می‌باید دوید. حضرت یوسف ـ علی نبیّنا و علیه السلام ـ چه‌قدر بر الله تعالی اعتماد داشت كه با وجود بسته بودن دروازه‌ها به آن‌سو دوید و مأیوس نشد. خدواند متعال نیز دروازه‌ها را یكی پس از دیگری بر او گشود. اگر تلاش و كوشش از روی صداقت و با اخلاص باشد، امید رسیدن به مقصود حتمی است.

 

نهایت سخن این‌كه، دعا اظهار نیاز است، هر دعایی باشد، برای امور دینی باشد یا برای امور دنیوی، در هر دو صورت عبادت است؛ البته به شرط این‌كه برای امور ناجایز نباشد. دعا برای كارهای بزرگ و كوچك عبادت است، تا جایی‌كه پیامبر ـ صلّی‌‌الله علیه وسلّیم ـ می‌فرماید: «اگر بند كفش شما پاره شد، باز هم دعا كنید و از خداوند كمك بخواهید».

 

عارفی می‌گریست! كسی پرسید: چرا گریه می‌كنی؟ گفت: از فرط گرسنگی. او گفت: مگر بچه‌ای كه از گرسنگی گریه می‌كنی؟ عارف گفت: زمانی كه مولا از گریة من بر گرسنگی راضی است، چرا گریه نكنم؟ گر طمع خواهد ز من سلطان دین/ خاك بر فرق قناعت بعد از این/.../ نالم ایرا ناله‌ها خوش آیدش/ از دو عالم ناله و غم بایدش.




[ سه شنبه 13 فروردین 1392 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ اسماعیل سارلی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب