تبلیغات
آموزشی

آموزشی
نویسندگان

امام القراءة عاصم بن بهدلة ابی النجود الاسدی ( م 127 هـ ق )

از چهار نفر قراء کوفی عاصم مقام اول را دارد، او شیخ القراء کوفه بوده، و از نظر صوت قرآن نیز مقام والایی داشته . عاصم از تابعین بوده و محضر بیست و چهار نفر از صحابه را درک، و احادیث بسیاری روایت کرده است .

دو راوی که قراءت را در نزد شخص عاصم فرا گرفته اند :

1 ـ ابوبکر شعبة بن عیاش بن سالم کوفی ( 95 ـ 193 هـ ق ) .

2 ـ ابوعمرو حفص بن سلیمان بن مغیره اسدی کوفی ( 90 ـ 180 هـ ق )

شاطبی و اکثر مؤلفین شعبه را مقدم داشته اند . والدانی صاحب تیسیر، حفص را داناترین مردم به قراءت عاصم شناخته است . و چون رسم الخط قرآن کریم به روایت او از عاصم نوشته شده، دانستن اصول قراءة او مقدم بر دیگران ذکر می شود . و اصول قراءت قراء دیگر اگر با حفص اختلافی داشته بیان گردیده است . 

بسمله :

عاصم مثل همه قراء در ابتدای قراءت از اول هر سوره بسم الله را خوانده، غیر از توبه که بدون بسم الله نازل شده، و اختلاف قراء هنگام ورود از سوره ای به سوره دیگر است، که عاصم هم مانند کسائی و ابن کثیر و ابوجعفر و نافع ( بروایت قالون ) برای فصل بین دو سوره آنرا خوانده است .

ضمائر :

کلمات عَلَیهِم ـ اِلَیهِم ـ لَدَیهِم ـ فیهِم ـ عَلَیهِما ـ عَلَیهِنَّ ـ فیهِنَّ و آنچه مانند اینهاست در هاء ضمیر جمع یا تثنیه که قبل از آنها یاء ساکنه یا کسره باشد، همچنین اگر یاء آنها حذف شده باشد مثل : اِن یأتِهِم فَاسْتَفْتِهِم ( عارض به جزم یا بناء ) عاصم به کسرهاء در وصل به ضم عَلَیهِمُ الّذِلَة ـ قُلُوبِهِمُ العِجْلَ ـ یوفِّیهِمُ الله خوانده است .

و هاء ضمیر ماقبل ساکن که بعد آن متحرک باشد، مثل فیهِ هُدیً ـ عَقَلوُهُ وَهُم به قصر یعنی ترک صله خوانده، فقط حفص فیهِ مُهاناً را با صله و شعبه به ترک صله خوانده است . و وقتی بین دو متحرک واقع شود، حرکت آنرا با صله خوانده است، مانند : صاحِبُهُ ـ وَهُوَ ـ اَماتهُ فَاَقبَرهُ ـ یؤَدِِّهِ اِلیکَ، کلمه اَرْجِه ( اعراف ـ شعرا ) فَاَلقِه اِلیهِم ( نمل ) به سکون هاء و در یتَّقهِ ( نور ) به سکون ق و قصر هـ و روایت شعبه به کسر ق و سکون هـ یتَّقِه می باشد . و عاصم یرضَهُ لَکُم ( زمر ) را به قصر هاء ضمیر خوانده، و کلمات یؤَِدّه ( دو موضع آل عمران ) نُوَلّه و نُصْلِه ( نساء 115 ) نؤتِه ( دو موضع آل عمران 145 ) و ( یک موضع شوری 20 ) را به روایت شعبه، عاصم به سکون هاء ضمیر خوانده است .

کلمه اَنسانِیهُ ( کهف 63 ) روایت حفص به ضم هاء و اختلاس آن است، و در کلمه عَلَیهُ اللهَ ( فتح 10 ) که مابعد هاء ضمیر ساکن است نیز روایت حفص به ضم هاء بدون اشباع، و در هر دو مورد روایت شعبه از عاصم، به کسر هاء ضمیر و اختلاس کسره آنست . 

همزه :

 همزه مفرده یا مزدوج باشد. به روایت شعبه، عاصم همزه اول کلمه لُؤلُؤ و همزه کلمه مُؤصَدة را به ابدال خوانده است . و او بروایت حفص کلمات هُزُواً و کُفُواً را در هر حال به ابدال به واو، و به روایت شعبه دروصل یا وقف باهمزه خوانده است هُزءْاً و کُفْواً. کلمه رؤف( بر وزن فَعُول ) را عاصم به روایت حفص به اشباع ضمه، و به روایت شعبه رَءُف ( بروزن فَعُل ) خوانده است . کلمه بِئسَ الإسْمُ الفُسُوقُ ( حجرات 10 ) عاصم مثل همه قراء برای رهائی از التقاء ساکنین، به لام تعریف مکسور و حذف همزه وصل اسم بِئسَ لِسمُ الفُسُوقُقرائت کرده و برای ابتدا از کلمه الاسم به دو وجه: باهمزه وصل مفتوح ولام مکسور اَلِسمُ، یا ابتدا به لام مکسور لِسمُ .

کلمه ءامَنتُم را که در سه سوره ( اعراف ـ طه ـ شعرا ) آمده، میدانیم که اصل آن با سه همزه ءَاَءمَنتُم بوده است، در قراءت تمامی قراء همزه سوم را بدل به الف ءَامَنتُم و این کلمه را به روایت حفص با حذف همزه اول امَنْتُمْ وبه روایت شعبه با تحقی دو همزه ءامَنْتُمْ خوانده شده . کلمه ءَاَعجَمِیٌ ( فصّلت ) را به روایت شعبه با دو همزه محققه، و به روایت حفص به تحقیق همزه اول و تسهیل دوم خوانده است .

کلمه ءَاِنَّکُم لَتَأتون ( اعراف 80 ـ عنکبوت 27 ) و ءَاِنَّ لنَا لاَجراً ( اعراف ـ 113 ) و ءَاِنَّا لَمُغرَمُونَ ( واقعه 66 ) وَءَاَنْ کانَ ذامالٍ ( قلم ـ 14 ) به روایت حفص با یک همزه، و به روایت شعبه با اضافه کردن همزه استفهام و تحقیق هر دو همزه خوانده است .

به روایت شعبه کلمه مُرجَئُون ( توبه ـ 106 ) و تُرجِیءُ ( احزاب 51 ) باضافه همزه مضمومه بعد از ج، و حفص بدون همزه در آنها خوانده است مُرْجَوْنَ ـ تُرْجی . و کلمه بئیسٍ ( اعراف 165 ) را شعبه بخلف عنه بَیئَسٍ، وَجاءَنا ( زخرف 37 ) را جاءَنا و همزه قطع اَلْسّاعَةُ اَدْخِلوا ( غافر 45 ) را به همزه وصل و در ابتداء به ضم همزه خوانده است .

وقتی همزه وصل بین همزه استفهام و لام تعریف واقع شود، و این در شش موضع از قرآن کریم دیده می شود : ءالذکرین ( دو موضع انعام 143 ـ 144 ) ءآلئنَ ( دو موضع یونس 51 ـ 91 ) ءاللهُ ( یونس 59، نمل 59 ) در این سه کلمه همزه وصل در لفظ و کتابت حذف نگشته، و برای اداء آن تمامی قراء دو وجه را جایز می دانند : 1 ـ تسهیل همزه دوّم ـ 2 ـ ابدال آن به الف با اشباع مد لازم پدید آمده برای فصل بین دو ساکن . ( وجه ابدال ارجح است ) و عاصم هیچگاه الف فصل بین دوهمزه داخل نکرده است .

عاصم کلمات ضیزی ( نجم 22 ) بادِیَ ( هود ) و ضیاء هر جا باشد، وَالبَرِیةِ ( دو موضع بینه ) را به ابدال همزه به یاء خوانده . و کلمه اَلنَّبِیّْ وَالنَّبُوَّة و بقیه مشتقات آنرا به ابدال و ادغام خوانده است .

و در کلماتی که نقل و حذف یا سکت در سکون قبل از همزه به قراءت قراء دیگر صحیح است عاصم به آن عمل نکرده است . 

سکت :

روایت حفص از عاصم از طریق شاطبیه سکت در چهار موضع از ایات آمده، و آنها عبارتند از 1 ـ عِوَجاً قیماً ( کهف 1 ) 2 ـ مرقدنا هذا ( یس : 5 ) من راق ( قیامت 21 ) بلّ ران ( مطففین13 ) . ولی شعبه در هر چهار مورد فوق بدون سکت، بهادغام ن من و ل بل در راء بعد خوانده است . و 9 مورد هاء، سکت که در کتابت قرآن نشانه آن سکونی است که روی آن گذارده شد، عاصم در حال وصل یا وقف آنرا خوانده است . 

مد :

در طریق شاطبیه برای عاصم مقدار کشش را در مدهای متصل و منفصل توسط ( چهار حرکت ) قید شده است . و در طیبة النشر، در منفصل آن روایت شعبه به توسط و فوق توسط و روایت حفص بر سه وجه ـ قصر ـ توسط ـ فوق توسط برای عاصم وارد شده است، و مقدار کشش در مدهای لازم نزد عاصم مثل سایر قراء ، شش حرکت است، و مقدار کشش در مد عارض به سکون را عاصم مثل همه قراء به سه وجه خوانده است : قصر، ( توجه باصل ) توسط، ( به سبب سکون موجود ) اشباع، ( بدون توجه به عارضی بودن سکون ) . 

مدلین :

وقتی سکون روی حرفی پس از حرف لین برای وقف بیاید، مقدار کشش آن سه وجه : قصر و توسط، طول است، و در حرف مقطعه عین ( مریم ـ شوری ) از نظر شاطبیه برای عاصم دو وجه : توسط و اشباع صحیح است، و در طریق شاطبیه برای همه قراء سه وجه مذکور صحیح است  

ادغامات :

عاصم ادغام کبیر بطور کلی ندارد، مگر در کلمات مَدَّ ـ تَأمُرُونَنی ـ مَکَّنّی ـ دابَّة که در اصل مَدَدَ ـ تأمُرُونَنی ـ مَکّنِنی ـ دابِبَة بوده اند، و طبق قواعد صرفی برای آسانی در تلفظ ادغام کبیر انجام گرفته است . و در مالک لاتأمَنّا ( یوسف ) عاصم به ادغام با اشمام خوانده .

عاصم به ادغام متماثلین و متجانسین ـ طبق قاعده و طریقه قراء دیگر عمل کرده ولی در ادغام متقاربین ممسک بوده، فقط در چند مورد عمل کرده :

1 ـ ادغام ذال ساکنی که بعد از خ قرار گرفته در تاء، اَخَذتُم ـ لَتَّخَذتَ که آنرا عاصم به روایت حفص به اظهار و به روایت شعبه به ادغام خوانده است .

2 ـ حرف لام ساکن در راء که عاصم، مانند همه قراء به ادغام خوانده است، مثل قُلْ رَبّی ـ بَلْ رَّفَعَهُ اللهُ و در بَلْ رَانَ ( مطففین 13 ) شعبه به ادغام و روایت حفص به اظهار با سکت ( طریق شاطبیه ) . و از طریق طیبة النشر به دو وجه : ادغام و اظهار با سکت ذکر شده است .

در طریق شاطبیه، حفص نون را در واو یس و القرآن، و ن و القلم ادغام نکرده ولی نزد شبعه ادغام آنها صحیح است، ولی در طریق طیبة النشر قراءت عاصم دو وجه اظهار و ادغام نقل شده است .

عاصم یلهَثْ ذلکَ ( اعراف 176 ) وَاِرْکَب مَعَنا ( هود 42 ) و نون را در م طسم ادغام کرده است .

عاصم نون ساکنه و تنوین را نزد شش حرف حلقی اظهار نموده است، و در دو حرف ( ل ـ ر ) بلاغنه ادغام کرده و در چهار حرف دیگر ( یمون) ادغام با غنه نموده است، ولی اگر نون ساکنه با یاء یا واو، در کلمه واحده قرار گیرد ؛ مثل دنیا ـ بنیان ـ صنوان ـ قنوان به اظهار خوانده است . و نون ساکنه و تنوین را در نزد ب قلب به م و با غنه و اخفاء قراءت کرده است، و در ما بقی حروف به اخفاء با غنه خوانده است .




[ پنجشنبه 24 اسفند 1391 ] [ 11:31 ب.ظ ] [ اسماعیل سارلی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب