تبلیغات
آموزشی

آموزشی
نویسندگان

میم جمع :

عاصم میم جمعی را به سکون خوانده، مثل عَلَیهِم غَیرِِ ـ عَلَیکُمْ اَنْفُسَکُمْ در وصل یا وقف . و در وصل آن اگر بعد از میم جمعی ساکن باشد، آنرا بدون صله به ضم خوانده، عَلَیکُمُ الصّیامَ ـ مِنْهُمُ الَّذِینَ و هر گاه، به ضمیر قرین شده صله واوی آورده ( مثل همه قراء ) اَنُلْزِمُکُمُوها فَاتَّخَذْتُمُوهُم ـ فَاِذا دَخَلتُمُوهُ .

اماله :

عاصم به روایت حفص در تمام قرآن ( در هر دو طریق ) فقط کلمه مَجریها را در قال ارکَبُوا فیها بِسمِ الله مَجرِیها وَ مُرسیها ( هود 41 ) به اماله راء و الف بعد از آن خوانده و به روایت شعبه این کلمه مُجریها و بدون اماله یعنی به فتح خوانده است .

به روایت شعبه عاصم در کلمات ذیل اماله کرده است و هیچیک از آنها به روایت حفص نیست .

1 ـ کلمه اَدرَیکَ در سیزده موضع و کلمه اَدْریکُمْ ( یونس 16 )

2 ـ در چهار کلمه رَمی ( انفال 17 ) اَعْمی ( اسراء 72 ) سُویً در وقف ( طه 58 ) و سُدیً در وقف ( قیامه 36 )

3 ـ کلمه رانَ در بَل ران عَلی قُلُوبِهِم ( مطففین 14 ) به ا ماله راء و الف .

4 ـ کلمه هارٍ در عَلی شَفا جرفٍ هارٍ ( توبه 109 ) به ا ماله الف .

5 ـ کلمه نَئا در اَعرَضَ وَ نَئا بجانِبِهِ ( اسراء 83 ) به ا ماله الف بعد از همزه و همین کلمه در فصلت آیه 50 به فتح روایت شده .

6 ـ کلمه رَءا در هفت موضع ( انعام 76 ـ هود 70 ـ یوسف 24 و 28 ـ طه 10 ـ نجم 11 ـ 18 ) و کلمه رَءاکَ ( انبیاء 36 ) . رَءاها ( نمل 10 )، رَءاهُ ( قصص 31 ) در تمام موارد یاد شده اماله راء و همزه با هم، و در کلمات رَءَا القَمَرَ ـ رَءَا الشَّمسَ ( انعام 77 و 78 ) رَءَالّذِینَ ظَلَمِوا ـ رَءَالّذینَ اَشرَکُوا ( نحل 85 و 86 ) رَءَا المُجرمُونَ ( کهف 53 ) رَءَا المُومِنُونَ ( احزاب 22 ) به هنگام وصل کلمه رَءَا به مابعد به اماله راء فقط .

تبصره : کلمه بَلی در هر جای قرآن برای عاصم تنها به فتح است، ولی در طیبة النشر روایت شعبه به دو وجه صحیح ذکر شده .

7 ـ در حروف مقطعه قرآن، اماله حرف راء از الر ( یونس ـ هود ـ یوسف ـ ابراهیم ـ حجر ) و المر ( رعد )، اماله هاء و یاء از کهیعص ( مریم )، اماله حروف طاءِ و هاء از ( طه )، اماله یاء از یس، اماله طاء از طسم ( شعرا ـ قصص ) و از طس ( نمل )

اماله حاء از حم ( مؤمن ـ فصلت ـ شوری ـ زخرف ـ دخان ـ جاثیه - احقاف ) . 

تَرقیق و تفخیم :

تفخیم و ترقیق نام کیفیتی است که در نتیجه بلندی طلبی حروف مفخمه و مستعلیه یا پستی طلبی حروف مرققه، مستفله به وجود می آید . کل حروف هجا از این نظر بر سه قسمند :

قسم اول هفت حرف استعلاء : ( طاء ـ ضاد ـ صاد ـ طاء ـ قاف ـ غین ـ خاء ) که در تمامی حالات تفخیم می شوند . و به لحاظ نوع حرکت و قوت تفخیم با یکدیگر متفاوتند .

قسم دوم حروف مستفله : بقیه حروف، در تمامی حالات متحرک به هر حرکت که باشند، ترفیق می گردند، فقط حرف الف و لام لفظ جلاله و راء از این تقسیم بیرون و تابع قواعد خود هستند .

قسم سوم : الف ماقبل مفتوح، لام لفظ جلاله، حرف راء است که گاهی تفخیم، و گاهی ترقیق می شوند . 

در راءات :

راء به سبب محل اداء آن و برتری صفات و قوت آن بر ضعف، تفخیم برایش اصل و ترقیق عارضی آن محسوب می شود .

راء در اصل مفخم، و به لحاظ سه عامل : کسره، یاء و اماله موجب ترقیق آن فراهم می شود .

راء اگر مفتوح یا مضموم باشد تفخیم میشود، چه در اول کلمه ( رَبَّنا ـ رُعْباً ) چه در وسط کلمه ( تَمْرَحُونَ ـ تَعرُجُ ) چه در آخر کلمه ( نَظَرَ ـ یشْکُرُ ) و در چهار مورد ترقیق می شود :

الف ـ راء خود مکسور باشد، رِِزْقاً ـ قَرِیبٌ ـ وَالوَترِِ ـ ذَرِِالّذِینَ ـ تَحْرِِصُ .

ب ـ راء ساکن، ماقبل مکسور ( به کسره لازم ) فِرْعُونَ ـ مِریةً ـ اُحْصِرِتُمْ . و در دو مورد، یکی آنکه راء ساکن ماقبل مکسور، قبل از حرف استعلا در یک کلمه قرار گیرد، فِرْقَةٍ ـ اِرصاداً . دوم آنکه کسره ماقبل راء ذاتی نبوده و عَرَضی و متصل بدان باشد، اِرتَدوا ـ اِرکَعُوا ـ اِرجعوا ( هنگام ابتداء به آنها ) اَلّذی ارْتَضی ـ رَبِّ ارْجِعُونِ که کسره آنها اصلی ولی در دو کلمه قرار گرفته اند . اَمِ ارْتابُوا ـ لِمَنِ ارِْتَضی ـ اِنِ ارْتَبْتُم، که کسره ماقبل عارضی و هم منفصل است، در تمام موارد یاد شده راء تفخیم می شود.

ج ـ در وقف بر رائی که ماقبل آن مکسور باشد، سِحْر ـ ذِکْر ـ شِعْر، در این حالت اگر ساکن ماقبل حرف استعلا باشد، مثل : مِصْر ـ قِطْر، دو وجه ترقیق و تفخیم جایز است، در مِصر تفخیم و در قِطر ترقیق اولی است .

د ـ راء ساکنی که ماقبلش یاء مدی باشد ف مانند بصیر ـ نَذیر ـ خبیر ـ در وقف ترقیق می شود همچنین اگر ماقبل راء ساکن حرف لین و ماقبلش حرف استعلای مفتوح باشد، تغییری در ترقیق راء نمی دهد . خَیر ـ غَیر  

در لامات :

حرف لام در اصل مرقق است، و مورد تغلیظ آن نزد عاصم و همه قراء در لفظ جلاله (الله) است در صورتی که ماقبل آن مفتوح یا مضموم باشد . ( عَلَی اللهِ ـ عَبْدُاللهِ و اگر ماقبل آن مکسور باشد ازترقیق جدا نیست .  

یائات اضافه :

1 ـ عاصم تمام یاءات اضافه که بعدش همزه قطع مفتوح باشد مثل اِنّی اَعْلَمُ ـ اِنّی اَخافُ ـ إِنّی اَری، به سکون ی خوانده .

تبصره : از این دسته فقط در معی اَبَداً ( توبه 83 ) مَعی اَوْ رَحِمْنا ( ملک 28 ) شعبه به سکون ی، و حفص به فتح آن خوانده .

2 ـ یاء اضافه که بعد آن همزه قطع مکسور آمده : مثل دُعانی الا فراراً ـ مِلّةَ ابائی تمامی را عاصم به سکون ی خوانده است، و لکن در یازده مورد حفص به فتح ی و شعبه به سکون آن از عاصم روایت کرده اند، آنها عبارتند از یدی اِلیک ـ اُمّی الهَین ( مائده 28 ـ 116 ) اَجری اِلّا ( 9 موضع : یونس 72 ـ هود 29 ـ 51 ـ سبأ 48 ـ پنج موضع شعرا )

3 ـ یاء اضافه که بعدش همزه قطع مضموم باشد : عاصم تمامی را به سکون ی خوانده مثل : اِنّی اُعیذها إنّی اُریدُ .

4 ـ یاء اضافه که بعدش همزه وصل با لام تعریف آمده : تمام آنها را عاصم به فتح ی خوانده مثل : رَبّی الّذی ـ فقط در عَهدی الظّالمینَ ( بقره ) که حفص به سکون، شعبه فتح ی خوانده اند .

5 ـ یاء اضافه که بعدش حمزه وصل بدون لام تعریف آمده : در هفت موضع قرار دارد در این قسم فقط در موضع مِنْ بَعدی اسْمُهُ اَحمَدٌ ( سوره صف ) روایت شعبه از عاصم به فتح و حفص به سکون ی است، بقیه مواضع قراءت عاصم به سکون ی می باشد . مثل : اَخی اشْدُد ( طه 30 ) اِنّی اصْطَفیتُکَ ( اعراف 144 ) لِنَفْسی اذْهَبْ ـ فی ذِکری اذْهَبا ( طه 41 ـ 42)

6 ـ یاء اضافه که بعد آن حرف دیگری باشد : قراءت عاصم به فتح ی است، مگر در چهارکلمه که از عاصم باختلاف روایت شده و آنها :

1 ـ کلمه بَیْتی : در بَیتیَ لِلطّائفینَ ( بقره 125 ـ حج 26 ) بَیتِیَ مُؤمِناً ( نوح 28 ) که شعبه به سکون ی و حفص به فتح آن روایت کرده اند .

2 ـ کلمه وَجهی : در وَجْهِیَ لله ( آل عمران 20 ) وَجْهِیَ لِلَّذی ( انعام 79 ) که شعبه به سکون، و حفص به فتح ی ذکر کرده اند .

3 ـ کلمه مَعی : در یازده موضع : مَعی بَنی اِسْرائیلَ ( اعراف 105 ) مَعی اَبَداً ... مَعی عَدُوّاً _ توبه 83 ) مَعی صَبْراً ( کهف 65 ـ 72 ـ 75 ) مَن مَعِیَ ( انبیا 24 ـ شعرا 118 ) مَعِیَ رَبّی ( شعرا 9 ) مَعِیَ رَدءاً ( قصص 34 ) مَنْ مَعِیَ اَوْ ( ملک 28 ) که تمامی را حفص به فتح و شعبه به سکون از عاصم روایت کرده اند .

4 ـ کلمه لی : در پنج موضع : ما کانَ لی عَلَیکُم ( ابراهیم 22 ) و َلِیَ فیها ( طه 18 ) ولی نَعْجَةٌ ـ لِیَ مِنْ عِلْمٍ ( ص 23 ـ 69 ) وَلِیَ دینِ ( کافرون 6 ) این پنج مورد را نیز شعبه به سکون، و حفص به فتح ی از عاصم روایت کرده اند .

یاءات زوائد : در یا عِبادِ لا خَوفٌ عَلَیکُم ( زخرف 68 ) روایت شعبه به اثبات ی مفتوح در وصل، و به سکون آن در وقف است . و حفص حذف آن در هر حال، از عاصم روایت کرده اند . ودر یاءات زوائد که لام الفعل، افعال یا اسماء یا واقع شوند .

مثل اَخَّرتَنِ ـ یؤتِینِ ـ المُنادِ ـ یأتِ ـ بِالوادِ و غیره قاعده کلی عاصم در تمام قرآن کریم حذف یاء زائد است، فقط در موضع فَما إتینِ یَ اللهُ خَیرٌ ( نمل 36 ) به روایت شعبه به حذف یاء در وصل و وقف، و به روایت حفص به اثبات یاء مفتوح در حالت وصلی، و به اثبات یاء ساکن، یا حذف آن در حالت وقفی است .

در قرائت قاریان زیادی است واز بین آنها معتبر وکامل ترین 10 نفر است ولی در بین این ده نفر هفت قاری را معتبر وبهتر وبی نقص خواندند  اما در ایران  وحومه اکثر قاریان با قرائت یکی از آنها به نام عاصم کوفی (ابوبکر عاصم ابن ابی النَّجود) متوفی 128 هجری بیشتر تکیه واستفاده می کنند وآن هم بروایت حَفص (ابو عمرو حفص ابن سلیمان) متوفی 180 هجری   ادامه دارد




[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ اسماعیل سارلی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب